پژوهشكده تحقيقات اسلامى
25
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
بدين ترتيب ، جزيرة العرب در آستانهء ظهور اسلام ، مصداق سخن جامعهشناسانى چون « دوركيم » و « جيمز فريزر » بود كه « وجدان و تفكر سياسى در جوامع بدوى نبوده و تفكر سياسى از مشخصات جوامع مترقى است . » . « 1 » اما از بُعد نظام سياسى ، به رغم آشنايى مردم جزيرة العرب با نظام « پادشاهى » بهعنوان يكى از پرسابقهترين نظامهاى سياسى در طول تاريخ و از جمله در منطقهء جزيرةالعرب ، به ويژه در منطقهء يمن ، چنين نظامى ، بنا به دلايلى كه خواهد آمد ، براى آنان غالباً دور از دسترس بود . دلايل مورد اشاره را مىتوان در موارد زير خلاصه كرد : 1 - عدم امكان تمركز و استقرار جمعيتى انبوه در يك نقطه ، به دليل شرايط اقليمى نامساعد ؛ 2 - ساده بودن روابط اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى و عدم احساس نياز به برقرارى نظامات اجتماعى و اقتصادى پيچيده و فراگير و هزينه بر ؛ 3 - وجود تعصّب شديد قبيلگى و رقابت تنگاتنگ بر سر منافع مادى و شرف و افتخار ؛ 4 - روحيهء فردگرايى و آزادى خواهى لجام گسيختهء قوم عرب و فرار از پذيرش هرگونه سلطهء ديگران بر خود ، جز در حد ناچارى و اضطرار ؛ 5 - حاكميت منطق زور و غلبه به عنوان يك اصل پذيرفته شده در روابط ميان قبايل و خوگرفتن عرب به زندگى بدوى و فاقد نظم و قانون فراگير . « 2 » در برخى واحهها نيز كه به دليل رونق تجارى و مذهبى و يا زراعى ، از قبيل مكه ، مدينه و طائف شهرهايى پديد آمده بود ، اين شهرها جمعيت زيادى نداشت و زندگى شهرى در اين نقاط مراحل نخستين خود را طى مىكرد و اين آبادىها بيشتر در حد يك روستا بودند تا شهر . « 3 »
--> ( 1 ) - جلالالدين مدنى ، مبانى و كليات علوم سياسى ، ج 1 ، ص 119 . ( 2 ) - ر . ك . زكى عبدالمتعال ، تاريخ تشكيلات سياسى و قضايى ( فلسفهء سياسى ) ، ترجمهء احمد فرامرزى ، [ ديگر مشخصات نيامده ] ، ص 77 ، 78 ؛ آيةاللّه سيد محمد شيرازى ، سياست از ديدگاه اسلام ، ترجمهء محمدباقر فالى و دكتر عبدالصاحب يادگارى ، ص 4 - 2 ؛ عبدالرحمن بن خلدون ، مقدمه ، ص 118 ، 119 ، 130 ؛ گوستاو لوبون ، همان ، ص 439 ، 440 ؛ جواد على ، همان ، ج 4 ، ص 14 ، 280 ، ج 5 ، ص 344 ، 345 ؛ ابن هشام ، همان ، ج 1 ، ص 106 ؛ فيليب حتى و ديگران ، همان ، ص 57 ؛ توفيق برّو ، تاريخ العرب القديم ، ص 195 ؛ عبدالعزيز سالم ، تاريخ عرب قبل از اسلام ، ص 314 - 310 ؛ عمر فرّوخ ، العرب فى حضارتهم و ثقافتهم ، ص 47 ؛ جرجى زيدان ، العرب قبل الاسلام ، ص 228 ؛ علىاكبر فياض ، تاريخ اسلام ، ص 8 ، 46 . ( 3 ) - احتمالا ، اينكه در قرآن كريم در مورد اين آبادىها بيشتر واژهء « قريه » و « قرى » به كار رفته و به ندرت از واژهء « مدينه » ، آن هم در مورد « يثرب » و پس از حضور پيامبر ( ص ) و تشكيل حكومت اسلامى در اين شهر ، اشاره به همين وضعيّت روستايى اين آبادىها باشد .